دبیران ریاضی ورودی86 دانشگاه کردستان
در مورد علم فرهنگ و خودمون و.... 
قالب وبلاگ
سلام بر دوستان، وقتی بی خوابی به سرت بزنه و یهویی یاد خاطرات و دوستان بیفتی اونوقته که نمیدونی از چی بنویسی و چطوری بنویسی!

قبل از هر چیزی ازدواج دوستان عزيزمون افشين خان و حمید خان رو بهشون تبریک میگم و براشون آرزوی خوشبختی و سربلندی و زندگی شیرین و لذت بخشی رو دارم

امیدوارم همیشه ازین خبرای خوب و خوش، برا همه ی دوستامون بشنویم.

یادمه وقتی از جلوی نهاد رهبری رد میشدیم و چشممون به بنر نصب شده با مضمون ازدواج دانشجویی میفتاد حمید خان میگفت حیفه این سکه ای رو که میدن از دستش بدیم هرطور شده بایس بریم ثبت نام کنیم و بعد سکه رو بگیریم و بزنیم به چاک!!!

از شانس ما حتی اون سکه رو هم بهمون اضافی دیدن و بقول خانم قبادی (فک کنم ایشون نوشته بودن) هزینه ازدواجمون رو هم میخوان انگار با کفن و دفن یکجا بدن البته اونم چه هزینه ای!!! مرده شور همشونو ببرن با این دادنشون!!

حمید خان بازم دیر نشده برگرد دوتایی بریم ثبت نام کنیم درسته سکه نمیدن ولی بالاخره یه خدماتی میدن که!! مثلا با پول خودمون میبرنمون مشهد بعد ماهم که بچه ایم و هاپو ما رو مخوره تنایی نمیتونیم بریم و... حرف کیش و بقیه جاها رو هم نزن اول زندگی شگون نداره اصن!!

وام ازدواج یادت نره حدود 3 میلیون تومان وجه نقد رایج مملکت جمهوری اسلامی ایران با یکم کسری ناقابل تقدیمت میکنن بعد هی میشینی قسط میدی و دیگه هم فکرت پی مال دنیا نمیمونه و اون حقوق اشرافی معلمی هم تلنبار نمیشه رو هم و غرق مادیات نمیشی و خوب برا آخرتت برنامه ریزی میکنی و دیگه دیگه

نمیدونم چرا اکثر این دوستامون نق میزنن که جیبمون خالیه و فلانه خب برادر من برو یه نخ سوزن بگیر جیبتو کامل بدوزش تا هی نریزه زمین!! اصن بریم یه غاری رو پیدا کنیم و مث اصحاب کهف که میگن بعد 300 سال برگردیم و از خوشی روده بر بشیم

از بس راهکار دادم و قبول نکردین دیگه راهکاردونم قاط زده! ولی حداقل گوشهاتون رو کرش کنین حرفای این وزیر محترمو! نشنوین از بس دروغ گفتن گوشهام دروغ سنجش ازکار افتاده

مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

دوستدار همتون هستم امیدوارم بهتون خوش بگذره

 

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 1:20 ] [ رسول قربانی ]

" پدر "
پدر كه باشی سردت می شود ولی كت بر شانه فرزند می اندازی.
چهره ات خشن می شود و دلت دريايی، آرام نمی گيری تا تكه نانی بياوری.
پدر كه باشی، می خواهی ولی نمی شود، نمی شود كه نمی شود.
در بلندايی از اين شهرت مشت نشدن ها بر زمين می كوبی
پدر كه باشی عصا می خواهی ولی نمی گویی .
هر روز خم تر از ديروز، مقابل آينه تمرين محكم ايستادن می كنی.
پدر كه باشی حساس می شوی به هرنگاه پرحسرت فرزند به دنيا،
تمام وجود خودت را محكوم آرزوهايش می كنی!
پدر كه باشی در كتابی جايی نداری و هيچ جایی زير پايت نيست .
بی منت از اين غريبه گی هايت می گذری تا پدر باشی .
پشت خنده هايت فقط سكوت ميكنی.
پدر كه باشي به جرم پدر بودنت حكم هميشه دويدن را برايت بریده اند ،
بی هيچ اعتراضي به حكم ، فقط می دوی و درتنهایی ات نفسی تازه می كنی.
پدر كه باشی پيرنمی شوی ولی يك روز بی خبر تمام می شوی و پشت ها را خالی می كنی ،
با تمام شدنت ،
حس آرامش را بعد از عمری تجربه كنی.
پدر كه باشی در بهشتی كه زير پای تو نبود هم دلهره هايت را مرور می كنی.
" تقديم به همه پدران دنيا"


ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 13:50 ] [ عرفان منوچهري ]

 

معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است همچون

کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های

دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی

سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای

تو می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش

و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به

شور در می آورد. روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز

است . دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از

نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ،

صفای بستان ، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید

بخش تو همچون نسیم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزی و صبر

ایمان را از پیامبران به ارث برده ای و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی

هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی

ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی

است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما

یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ›› وهرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن

اندیشمند خوش بینش یکسان نیست وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه

سپاس گویم مهربانی ولطف تو را که سرشار از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم

تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته

است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف .

تنها پروانه ی جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنین می سراید : معلم کیمیای جسم

و جان است ... مــعلم رهنمای گمرهان است.... شـده حک بر فراز قله ی عشق .... معلم

وارث پیغــــمبران است

[ شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 13:43 ] [ عرفان منوچهري ]

 اون روزها ، وقتی دانش آموز بودیم ؛

  یکی از ترسناک ترین جملات دنیا ، این بود که :

 "  یه برگه از کیفتون بیارید بیرون "

منبع:وبلاگ مینی خان

 

[ پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 13:44 ] [ عرفان منوچهري ]

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان خواستارم.

 

 

[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 13:4 ] [ عرفان منوچهري ]

مــن نــدانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عــهد نــابستن از آن بـه که بــبندی و نپــایی

دوستان عــیب کـنندم کـه چرا دل به تو دادم

بایــد اول به تو گفتن که چـنین خوب چـرایی

ای کـــه گفتی مـــرو انــدر پی خوبان زمانـه

مـــا کجاییم در ایــن بــحر تفکر تـــو کــجایی

حلقه بــر در نــــتوانم زدن از دست رقیـبــان

این تـــوانـم که بیــایم بــه محلت بـه گـدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

هـــمه سهلست تـحمل نــکنم بـــار جــدایی

گفته بـــودم چو بیایی غــم دل بـــا تو بگویم

چه بـگویم کــه غـم از دل برود چون تو بیایی

شمع را بـاید از این خانه به دربردن و کشتن

تــا که همسایه نـگوید که تو در خـانه مایـی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بـگریزد

که بدانست که دربند تـو خوشتر ز رهــایی

[ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:45 ] [ عرفان منوچهري ]

 

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را

تا کی کند سیاهی چندین درازدستی

در گوشه سلامت مستور چون توان بود

تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست

کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ

چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی

[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:47 ] [ عرفان منوچهري ]
 

دشمنان اسلام کوشیده اند که با ترجمه و تفسیر اشتباه آیات قرآن مجید باعث انحراف مسلمانان و ایجاد تفرقه در بین آنان شوند. یکی از این مواردی که به کرات استفاده شده ترجمه و تفسیر آیاتی است که شامل واژه های «لا تدع»،«لا تدعون» و «لا یدعون»  هستند مانند:

 آیه 68 سوره فرقان،

«وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ يَلْقَ أَثاماً»

آیه 106 سوره یونس

«وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُکَ وَ لا يَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنَ الظَّالِمينَ»

آیه 5 سوره احقاف

«وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجيبُ لَهُ إِلي‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ»

سورهٔ جن، آیه ۱۸.

«فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً»

آیه ی 213 شعرا:

«فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبينَ»

(مقایسه دو آیه بالا نشان میدهد که آیه دوم مبین و شارح آیه اول است و ترجمهٔ آیهٔ اول این نیست که احدی را همراه با خدا نخوانید! بلکه ترجمه چنین است که خدایی را همراه با خداوند یکتا نپرستید)

آیه 88 سوره قصص:

« وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ کُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»

 

و...

دشمنان اسلام همه ی این کلمات را به عنوان «خواندن» یا درخواست دعا ترجمه کرده اند و بدین گونه خواندن یا درخواست دعا ازهر چه غیر خدا را شرک می پندارند.


 ما در این نوشتار تک تک این آیات را مورد بررسی قرار میدهیم و با دلایل محکم نشان خواهیم داد که این آیات( همانطور که ابن عباس بیان نموده اند) به معنای خواندن آنچه غیر خدا عبادت می شوند، است. قبل از بررسی آیات در حالت کلی می توان نشان داد که ترجمه عبارات یاد شده به عنوان خواندن یا درخواست دعا از غیر خدا صحیح نمیباشد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:36 ] [ عرفان منوچهري ]
 

حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند و هر یک می گفت:این زمین از ان من است...

نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند:

حضرت عیسی علیه السلام گفت:اما زمین چیز دیگری می گوید!!!

گفتند:چه می گوید؟ گفت:می گوید هر دو از ان منند!!!

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:46 ] [ عرفان منوچهري ]
 



هرگز اسیر نفس خود نشووووووووووووووووو


آنگاه که به خواسته هایش تن می دهی خوشحالی، اما این "لذت"

نهایتش "ذلت" است...


زمانی به خود آیی که می بینی "چیزی را از دست داده ای که هرگز هرگز

هرگز بدست نخواهی آورد..."


و آن "عزت" توست...


و آن آبروی توست...


در برابر خدایت و حتی در برابر خودِ خوبت شرمنده خواهی شد...


و آن زمان دیگر شرمندگی سودی ندارد... "نوش دارو پس از مرگ

سهراب!"

[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:40 ] [ عرفان منوچهري ]

امسال آخرین جلسه ی ترم اول، دو تا از سوالا رو برا دانش آموزای کلاس اول دبیرستان حلشون کردم و بسیار تاکید نمودم که اینا خودشون تو امتحان میان وسط نت برداری دانش آموزان، یکیشون بلند شده میگه آقا اینکه جوابش طولانیه، نمیشه تقلب نوشت و آوردش سر جلسه!!!!!!

ماها اگه معلم میگفت فلان بحث مهمه با هزاران علامت و برچسب دورش حصار میکشیدیم تا حتما خوب یادش بگیریم

و اکنون خود سوال رو میدیم میگه این برا تقلب امکان پذیر نیست و جالبش اینه که فقط دو نفر تو امتحان جواب داده بودن! و به اون دو نفر هم جایزه دادم

امیدوارم روزی برسد که خودمان برگه ها رو کامل بنویسیم و همانطوریکه تو ادارات نامه ها رو معمولا از طرف امضا می کنند ما هم جوابها رو از طرف نوشته و نمره بدهیم!

در این صورت تکنولوژی به آموزش و پرورش قدم گذاشته و ویلان میدهد و از روش سنتی تدریس و نمره دادن و برگه نوشتن، عبور کرده و به سمت روش علمی و کارساز و بهینه حرکت خواهیم کرد...

آمین یا رب العالمین

[ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:1 ] [ رسول قربانی ]

 

فرض کنید شما یک هزار تومان دارید و می خواهید که 100 صد تا گوسفند ، گاو و شتر بخرید. از هر سه نوع این حیوان ها باید خریده بشه ...

قیمت گوسفند یک تومان است

قیمت گاو ده تومان است

و قیمیت شتر سی تومان است

حالا شما باید صد تا از این سه نوع حیوان بخرید که تعداد این حیوان ها بیشتر و یا کمتر از صد تا نشه پول شما هم نباید کم و زیاد بشه ...

به زبان ساده تر با این یک هزار تومان باید 100 صد تا از هر سه نوع حیوان بخرید ...

اصلا مهم نیست که از هر حیوان چند تا می خرید فقط باید از هر سه تا حیوان باشه و جمع کل حیواتات هم 100 صد تا بشه ...

[ پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ ] [ 14:49 ] [ عرفان منوچهري ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • جوک جدید
  • سه راهی