دبیران ریاضی ورودی86 دانشگاه کردستان
در مورد علم فرهنگ و خودمون و.... 
قالب وبلاگ

تحلیل رفتار متقابل یا TA یک روش روانشناسی است که درون هر فرد را به سه قسمت تقسیم می کند : والد ، بالغ ، کودک

 

والد

والد همه باید و نباید های زندگی و آن چیزهایی است که از والدین و جامعه به ما منتقل شده است و در اعماق وجود ما نقش بسته است و ما در مورد درست یا غلط بودن آنها معمولا فکر نمی کنیم و فقط آن را اجرا می نماییم . برای روشن شدن مفهوم والد مثال زیر را بررسی می کنیم.

روزی مردی به همسرش گفت : “تو چرا وقتی می خواهی ماهی را در ماهی تابه قرار دهی اینقدر سر و ته ماهی را می بری وآن را کوچک می کنی؟”

زن پاسخ داد : “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”

وقتی زن از مادرش هم پرسد او هم همچین پاسخی داد: “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”

بعدها که به روستای مادر بزرگ آن زن سفر کردند و از مادر برزرگ دلیل زدن سر و ته ماهی ها را پرسیدند او گفت که چون قدیم ها تابه ها کوچک بودند مجبور بودند که ماهی را کوچک تر کنند تا در ماهی تابه جا شوند.

والد آن قسمت از ما است که فقط آن را اجرا می کنیم و در مورد آن فکر نمی کنیم که می تواند مثبت باشد مانند: “به بزرگتر ها احترام بگذار” ، یا منفی باشد مانند: “مرد که گریه نمی کند” یا ” دختر که نباید بخندد” و همه باید و نباید ها و سنت های زندگی ما

بالغ

بالغ قسمتی از وجود ماست که فکر می کند و متناسب با زمان و مکان رفتار می کند.

کودک

تمام احساسات درونی ما در این قسمت وجود دارد ، شادی ، غم ، اضطراب و …

وقتی ما با فردی در ارتباط هستیم در واقع هر کدام بخشی از والد و بالغ و کودکمان را وارد رابطه می کنیم. در واقع ۶ قسمت دارند با هم حرف می زنند. که آنها را معمولا با ۶ دایره نشان می دهند.

 

وظیفه تحلیل رفتار متقابل این است که روابط انسانی را به وسیله این مدل به سمت آرامش و رابطه بهتر هدایت کند.

تحلیل رفتار متقابل برخی پیش فرض ها هم دارد.

پیشفرض اول – تو مساوی رفتارت نیستی

از کودکی خانواده ما را برابر با رفتارمان می دانست ، اگر اتاقمان نا مرتب بود به ما می گفتند که “تو شلخته ای ” به جای اینکه بگویند : “اتاق ات شلخته است”

خانواده ما را با رفتارمان می دیدند و ما را مساوی رفتارمان می دانستند. اما TA می گوید:

تو مساوی رفتارت نیستی

پیشفرض دوم – تو مسئول ۱۰۰ درصد زندگی ات هستی

همه انسان ها مسئول کارهای خودشان هستند زیرا همه توانایی فکر کردن دارند به جز آنهایی که دچار آسیب مغزی هستند.

مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی را پذیرفتن یعنی اینکه اطلاع داشته باشی هر اتفاقی برایت می افتد خودت خالق آن هستی

پیشفرض سوم – سرنوشت انسانها در کودکی شکل گرفته و می توان این سرنوشت را تغییر داد.

علم تحلیل رفتار متقابل با شناخت و اصلاح روابط ، به شما کمک می کند تا به آرامش نزدیک و نزدیک تر شود. TA عقیده دارد که :

همه انسان ها زخم دارند

و

انسان ها در رابطه زخمی شده اند

در رابطه نیز باید درمان گردند.

مثلا فردی که خوب نمی تواند صحبت کند و دچار اضطراب می شود دلیل اصلی آن می تواند این باشد که در کودکی مهارت صحبت کردن در او به دلیل توجه نکردن والدینش رشد نکرده است. (در خانواده زخمی شده است) اگر چنین فردی در گروهی قرار بگیرد که به حرف زدنش با توجه و دقت گوش دهند و او را به حرف زدن بیشتر تشویق کنند اضطراب و مشکلات تکلم او بهبود می یابد (درمان در گروه )

و نکته مهمی که TA به آن اشاره می کند این است :

برای بهتر شدن لازم نیست بیمار باشید.

حتما لازم نیست که افسرده شده باشید یا اضطراب شدید داشته باشد که به فکر بهتر شدن بیفتید . می توانید در هر وضعیتی که هستید (آرام ، مضطرب ، عصبانی ، افسرده یا …) برای بهتر بودن تلاش کنید.

کلاس های آموزش تحلیل رفتار متقابل در بسیاری از کشورها به همه گروه های مردم تدریس می شود . مثلا در برخی از دبیرستان های انگلستان به نوجوانان یا به افراد ۲۰ تا ۴۰ سال برای بهبود روابط خانوادگی یا بهبود روابط کاری و … و حتی به افراد میان سال و پیر تر برای مسلط شدن به زندگی و مدیریت زندگی خود ارائه می شود.

 


برچسب‌ها: TA, تحلیل رفتار متقابل
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 14:41 ] [ هیرو بهرامی ]

 
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:35 ] [ عرفان منوچهري ]

بسیاری از ما در دوره‌های خاصی از زندگی در معرض عوامل مؤثر در ایجاد سرطان قرار گرفته‌ایم.

آلودگي هوا، آلودگي آب‌هاي زير زميني، سبزي‌هايي كه با آب‌هاي آلوده آبياري شده‌اند، ميوه‌هايي كه چندين برابر بيشتر از حد استاندارد با سموم دفع آفات سمپاشي شده‌اند، گوشت‌ گاوهايي كه دوره انتظار دفع دارو را طي نكرده و ذبح شده‌اند. سرطان متشكل از ده‌ها نوع بيماري مختلف است، كه هر كدام عوامل خطرساز خاص خود را دارد.

علت اكثر سرطان‌ها اكثرا مشخص نيست. همه عوامل ذكر شده در بروز سرطان تا 5درصد ممكن است شناخته شده باشد؛ به‌طور مثال نور آفتاب باعث ايجاد سرطان بازال‌سل يا سرطان اسكوآموس و يا ملانوما مي‌شود. استفاده از ضد‌آفتاب به‌خصوص براي كساني كه مشاغلي در محيط غيرسرپوشيده دارند ضروري است اما اينكه چند سال طول مي‌كشد كه فرد در اثر مصرف نكردن ضد‌آفتاب به سرطان مبتلا مي‌شود هنوز مشخص نيست.

در مورد اكثر سرطان‌ها نيز چنين است؛ به‌طور كلي هر چه فعاليت فيزيكي و تفريح در محيط‌هاي غيرآلوده زياد باشد، مصرف غذاهاي چرب، سوخته آلوده به نيتروزامين كمتر باشد بيماري سرطان كمتر رخ مي‌دهد. البته اينكه مسئله سرطان معده در مردان و پستان در زنان روبه افزايش است به‌دليل تغييرات ژنتيك است؛ مثل بيشتر كشور‌هاي پيشرفته، وقتي كشور رو به صنعتي شدن مي‌رود اگرعوامل محيطي ايجاد‌كننده آلودگي كنترل نشود، سرطان بيشتر مي‌شود. برخي عوامل نيز با درصد بالايي عامل ابتلا به سرطان در افراد است؛ به‌طور مثال 30درصد سرطان‌هاي ريه ناشي از مصرف سيگار است.

دكتر محمدرضا مير، عضو هيأت مديره انجمن سرطان ايران در پاسخ به اينكه فردي كه سيگار را ترك مي‌كند تا چند سال بعدمي تواند مطمئن باشد كه احتمال ابتلا به سرطان در وي كم شده است، گفت: يك نوع سرطان ريه كه به آن سرطان اسكوآموس مي‌گويند ممكن است 5 تا 10سال بعد از قطع سيگار بيمار نتيجه بهبود بگيرد. در سرطان‌هاي معده نيز چنين است.

ميكروب اچ. پيلوري كه گاهي به دلايل مختلفي وارد بدن مي‌شود اگر به موقع درمان نشود مي‌تواند 3 الي 4سال بعد باعث بروز سرطان شود؛ به‌طور مثال در سرطان پستان قاعدگي زودرس و يائسگي دير‌رس از عواملي است كه احتمال بروز سرطان را بيشتر مي‌كند به همين دليل مي‌توان از راه‌هايي مثل فرزندآوري زير 30سالگي، بيش از 5 الي 6 سال مصرف نكردن قرص‌جلوگيري از بارداري، درمان ضايعات خوش خيم سلولي كه باعث تغيير سلولي شده است مي‌تواند 5 الي 30 سال بروز سرطان را به تأخير بيندازد.

از مهم‌ترين عوامل ايجاد سرطان سبك زندگي افراد است. اما تا كجا مي‌توان روي اين سبك زندگي براي مبتلا نشدن به سرطان حساب كرد. دكتر ربابه شيخ‌الاسلام مدير مؤسسه تغذيه، سلامت و توسعه گفت: وقتي مسئولين وزارت كشاورزي جلسه مي‌گذارند و سمي كه وارد كشور مي‌شود ما كنترلي بر آن نداريم و سموم چيني و با كيفيت نازل توسط كشاورزان به مقدار بيش از اندازه استفاده مي‌شود من نمي‌دانم چه بايد بگويم؛ به‌طور مثال سازمان غذا و دارو خبر از مصرف بيش از اندازه پالم در لبنيات را مي‌دهد.

بعد متوجه مي‌شويم كه خود سازمان اجازه واردات پالم را صادر كرده است، خودشان براي ميزان مصرف پالم استاندارد نوشته‌اندو بعد هم مجوز مصرف صادر كرده‌اند. وي با ابراز تأسف در مورد شرايط موجود گفت: ما به مردم مي‌گوييم كه آنتي اكسيدان مصرف كنيد. ولي وقتي نگرانيم كه اين آنتي‌اكسيدان‌ها در سبزيجات وميوه‌هايي وجود دارد كه حاوي سموم و نيترات به ميزان بالاست؛ چطور به مردم باز هم بگوييم ميوه بخورند. اين در حالي است كه در كشور پاسخگو نداريم. چرا وقتي مي‌گويند وايتكس در شير است، سبزي‌ها با آب آلوده آبياري مي‌شود كسي راه‌حلي ارائه نمي‌دهد و آن مسئله به‌صورت كلي رفع شود.

شما چند سال است كه مي‌شنويد سلامت و بهداشت نان مشكل دارد، كارخانه‌هاي توليد آزبست هنوز كار مي‌كنند، پمپ‌بنزين‌ها در نزديك منازل مسكوني واقع شده است؛ چرا كسي براي رفع مسئله راه‌حل ارائه نمي‌كند. هنوز كارخانه‌هاي داروسازي داريم كه در محل‌هاي مسكوني واقع شده‌اند و كسي براي خروج آنها كاري نمي‌كند؛ چرا كسي كه مسئول سازمان غذا و داروست براي رفع مسئله كاري نمي‌كند.وي تغيير سبك زندگي را زماني مؤثر مي‌داند كه براي ورزش فضايي وجود داشته باشد كه آلودگي هوا در آن نباشد، وقتي مي‌گوييم ميوه و سبزي بخوريد كه بايد به مردم اين اطمينان خاطر را بدهيم كه ميوه ارزان و سالم است.

 

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 12:55 ] [ هیرو بهرامی ]
با سلام خدمت دوستان عزیز

این سه سالی که تدریس میکنم من بعضی وقتا تو آموزشگاه ها  هم تدریس میکنم.امسال تیر ماه بود 3 پسر دانشجوی علمی کاربردی بودن اومدن آموزشگاه ریاضیات عمومی رو بهشون بگم.اتفاقا مادر یکی از این پسرا خیاطی بود که من کارای خیاطیم رو براش میبردم.چند جلسه اومدن کلاس و درسشونم پاس شد.وقت حساب و کتاب که رسید مادر یکی از اون پسرا که خیاط بود گفت من خودم باهات حساب میکنم!گفتم باشه مشکلی نیست.یه روز رفتم لباسام رو تحویل بگیرم گفت هیرو جان حق تدریست تو آموزشگاه چند شده بود؟!!!منم گفتم کلاسای خصوصی جلسه ای 60 هزار تومان میشه.اونا هم سه نفر بودن میشه نفری 20 تومان برای هر جلسه.یهو مادرش یه قیافه ی حق به جانب گرفت که یعنی چی!!!!!مگه چیکار کردی!؟گفتم شما حق خیاطیتون چند میشه بدم خدمتتون و برم!گفت 70 تومان برا چند تیکه!گفتم مگه شما چیکار کردید!؟گفت:کلی زحمت کشیدم براشون و علاوه بر اون 1 سال هم دوره خیاطی رفتم!گفتم من 18 سال درس خوندم!کلی هم زحمت کشیدم که تدریس کردم کلی هم خسته شدم.تازه پسرتون خیلی هم اصرار داشت که من درس رو بهش بگم.پولشو دادم اومدم بیرون پولشم نگرفتم.

خیلی برام جالبه همه ی مردم فک می کنن تدریس کردن راحته و چون انسان از لحاظ مادی سرمایه گذاری نمی کنه کارش ارزش نداره.اصلا به این فکر نمی کنن که این آدم عمرشو به عنوان سرمایه ی کار گذاشته.من خودم شخصا فقط به خاطر بازار کارش بود که این رشته رو 4 سال بدن علاقه ادامه دادم و نتونستم اون چیزی باشم که میخواستم.اکثر بچه های کلاس هم وضعیت منو داشتن دقیقا.

همه ی پدر مادرا و بچه ها برا همه چیز حاضرن هزینه های گزاف و بیهوده بدن وقت پول معلما که میشه یادشون میفته که چقد زیاده و مگه چیکار کردید!

شما براتون پیش اومده همچین حالتی؟

[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 23:30 ] [ هیرو بهرامی ]

سالها پیش در یکی از مدارس، پسربچه ای به نام فری همیشه با لباسهای چرک در مدرسه حاضر میشد
هیچکدام از معلمان او رادوست نداشتند روزی خانم احمدی مادرش را به مدرسه خواند و درباره وضعیت پسرش با وی صحبت کرد
 
اما مادر بجای اصلاح فرزندش تصمیم گرفت که به شهر دیگری مهاجرت کند،

بیست سال بعد خانم احمدی بعلت ناراحتی قلبی دربیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت، عمل خوب بود، هنگام به هوش آمدن،

 دکترجوان رعنایی را در مقابل خود دید که به وی لبخند میزد میخواست از وی تشکرکند اما بعلت تأثیر داروهای بیهوشی توان حرف زدن نداشت

با دست به طرف دکتر اشاره میکرد و لبان خود را به حرکت در می آورد انگار دارد تشکر میکند اما رنگ صورتش در حال تغییر بود کم کم صورتش در حال کبود شدن بود تا اینکه با کمال ناباوری در مقابل دکتر جان باخت ،

 دکتر ناباورانه و با تعجب ایستاده بود که چه اتفاقی افتاده است ، وقتی به عقب برگشت
فری نظافتچی بیمارستان را دید که دوشاخه دستگاه کنترل بیماران قلبی را درآورده وشارژر گوشی خود را به جای آن زده است ،

نکنه یه موقع فکر کردین فری دکتر شده و از این حرفا ، نه بابا، از اون نظافتچی بودنم اخراج شد اونو رو چه به این حرفا !

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 23:10 ] [ هیرو بهرامی ]

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

نویسنده:اوریانا فالاچی

ترجمه: میهن ایرانپرست(ترجمه خانم گلرویی بهتره)

انتشارات:مهتاب

توصیه میکنم کتاب زندگی جنگ و دیگر هیچ رو حتما بخونید.ارزش حداقل یه بار خوندن رو داره

من نمیخوام خلاصه ی رمان رو بگم یا در موردش حرف بزنم.فقط داخل رمان یه سری سوال جالب هست که ذهن انسان رو به یه جاهایی میبره که شاید هیچوقت بهشون فکر نکرده باشه.من فقط اون سوالا رو مینویسم.یا جملاتی که به نظرم قابل تامل اند

این کتاب کلا چالش یه زن بر سر به دنیا آوردن یا نیاوردن کودکشه،کلا در مورد خوبی و بدی دنیا بحث میکنه و میخواد همه چیز رو سبک سنگین کنه که آیا زندگی با همه ی سختی هاش بهتره یا نیستی و به دنیا نیامدن؟

در کل کتاب مادر کودک با کودکش حرف میزنه و مخاطبش کودکشه

کتاب به این صورت شروع میشه که مادری که حدس میزنم خود فالاچی باشه به هستی جنین3 هفته اش پی میبرد،بعد اینکه به وجود فرزندش پی میبره یه سوال خیلی بزرگ براش پیش میاد و اونم اینه که( شاید دوست نداشته باشی تا به دنیا بیایی،یا شاید نخواهی زاده شوی؟)(یا شاید روزی بر سرم فریاد بکشی که چرا مرا به دنیا آوردی؟چرا مرا درست کردی؟چرا؟)

مادر جنین که اول شخص رمان هست در طول رمان میخواد جوابی برای این سوال پیدا کنه.در جایی از رمان میگه:

(وقتی خوشبختم تصور میکنم که تولدم کار صحیحی بوده و وقتی که بدبختم تصور میکنم که کار اشتباهی انجام گرفته است.با این اوصاف به هنگام تیره روزی محض فکر میکنم که هیچگاه دلم نمیخواست که هستی یابم و متولد شوم.تکرار میکنم که از درد نمی هراسم درد با ما متولد می شود،با ما رشد میکند و با ما آنقدر مانوس میگردد که میاندیشیم درست مانند دستهایمان که همیشه با ماست درد هم بایستی با ما باشد .کوچولوی من :حقیقت اینست که من از مرگ هم هراسی ندارم آنکس که بتواند فانی شده و بمیرد که قبلا هستی یافته و متولد شده باشد و لابد چنین کسی از نیستی،هستی یافته است.)

خیلی از زنها از خودشان سوال میکنند:

چرا فرزندی به دنیا آورم؟

برای اینکه گرسنگی بکشد؟

از خیانتها و اهانت ها رنج ببرد؟

یا بر اثر بیماری ها و جنگ ها از بین رود؟

اما آیا نیستی،بهتر است از هستی توام با درد و رنج؟

با قاطعیت میگویم درد کشیدن بهتر است ار نیستی و هیچ بودن و اگر این طرز فکر رادرباره ی زندگی تو پیاده کنم با قاطعیت می گویم که دنیا آمدن بهتر است از هرگز به دنیا نیامدن.

کوچولوی من آیا درست است و آیا من حق دارم که این منطق را در مورد تو پیاده کنم؟

چطور یک مرد میتواند احساس یک زن را که بچه ای در شکم دارد را درک کند؟

مردها که حامله نمی شوند و راستی به نظر تو حامله نشدن برای مرد مزیت است یا نقص؟

تا دیروز فکر میکردم مردها سعادتمند اند.فقط به خاطر اینکه هرگز باردار نمیشوند.اکنون مطمئنم که،از بعضی جهات بدبخت و فقیراند.خیلی غرورانگیز است که آدم بتواند موجودی زنده را در بطن خود داشته باشد و به جای یک نفر خود را دو نفر بداند.

کوچولو:تو دختری یا پسر؟میخواهم دختر باشی تا روزی آنچه را که من حس میکنم حس کنی.

مادرم میگوید:"منظور مادر راوی داستان،مادربزرگ کودک"دختر به دنیا آوردن بدبختی بزرگی است.شاید وقتی سخت افسرده میشود میگوید،آه کاش مرد به دنیا آمده بودم!حرفهایش را قبول ندارم.دنیای ما به دست مردها و برای خود مردها ساخته شده است و زورگویی و استبداد مطلق در کردار و نهادشان ریشه ای عمیق  و کهن دارد.این را در اسطوره ی خلقت نیز میبینی.

افسانه هایی که مردها برای توجیه زندگی،از خود ساخته اند.اولین موجود انسانی،آقایی است به اسم"آدم"موجود دوم "حوا" است برای اینکه آدم را از تنهایی بدر اورده و برایش گرفتاری و ناراحتی درست کند،میباشد.در تصویرهایی که بر در و دیوار کلیسا آویزان است،خدا نیز پیرمردی است که ریش دارد نه پیرزن.قهرمانها نیز همه مرد هستند.حضرت مسیح  هم که پسر خداست و تکلیفش معلوم و گویا مادرش یک روح پاک و مقدس است.با اینهمه زن بودن زیبا و لطیف است.

اگر دختر متولد شوی  باید آنقدر با تو صحبت کنم که بفهمی در درون اندامت چیزی به نام "عقل"که میگویند تو فاقد آن هستی وجود دارد.

مادر شدن حرفه نیست،وظیفه هم نیست.مادر شدن حقی است از جمله حقوق متعدد دیگر.

دلم میخواهد تو دختر باشی.

ولی اگر تو پسر به دنیا آیی باز هم خرسند خواهم بود.حتی شاید بیشتر از دختر بودنت.در اینصورت از خیلی حقارت ها،بردگی ها و سوءاستفاده ها در امان می ماندی.مثلا اگر پسر متولد شوی نباید حتما صورت زیبایی داشته باشی تا در اولین نگاه مورد قبول واقع شوی.

البته کوچولوی من اگر پسر باشی مسئولیت های عظیمی بر گردنت میگذارند.فکر نکن زندگی برای مرد هم خیلی آسان است.مثلا چون تو ریش داری نباید گریه کنی،واگرنه همه به تو خواهند خندید.اگر تو مرد باشی ...

من سعی میکنم به تو بفهمانم که مرد بودن آن نیست که فقط ریشی بر صورت... داشته باشی.مرد بودن یعنی کسی بودن و برای من کسی بودن مهم است.من دلم میخواهد تو آدم باشی.آدم بودن کلمه ی زیبایی است چون حد و مرزی بین زن و مرد تعیین نمیکند و تفاوتی بین آنکه ریش دارد با آنکه ندارد نمی گذارد.

 


برچسب‌ها: اوریانا فالاچی, نامه به کودکی که هرگز زاده نشد, میهن ایرانپرست, انتشارات مهتاب
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 14:39 ] [ هیرو بهرامی ]
سلام دوباره...

دوست دارم در مورد سازماندهی و مشکلاتی که داریم بنویسیم.(ببخشید که من انقد دوست دارم در مورد مشکلات بنویسم حقیقتش شروع به نوشتن کردم خیلی زیاد شد... همشو پاک کردم... بهتره من همه حرفارو نزنم)

لطفا ایناروبنویسید:1- امسال کدوم شهر درس میدی؟

                       2- کدوم مدرسه؟

                       3- چه درس هایی؟

(تبصره1: اگه هنوز مشخص نشده لطفا در مورد پارسال بنویسید.)

(تبصره2: میتونید در مورد هر مشکل سازماندهی و مشکلاتی که حین تدرس مثل رفت و آمد سخت هم دارید بنویسید.)

الان من در جریان هستم که خیلیها که مشغول خوندن ارشد و یا دکتری هستن کمترین همکاری باهاشون نمیشه.

جالب انگیز: یه معلم هست میگه درسته که من نیروی ریاضی هستم ولی چون در دانشگاه رشته م آمار بوده باید فقط آمار درس بدم. آقا این راه میفته هرچی درس آماره میگیره!!24 ساعت آمار!!..

یکی دیگه که نیروی ریاضی هست چون مغازه سیستم و ابزار کامپیوتری داره میگه من کامپیوتر بلدم همه ی کامپیوترها رو میگیره!!!

چند تا از معلم های دیگه هم اصلا ریاضی نمیگیرن. میرن فیزیک و شیمی و دینی و آمادگی دفاعی و اینا درس میدن. خوب اگه این خدا بیامرزها ریاضی برمیداشتن دیگه ما اضافه بودیم اونجا میتونستیم انتقالی بگیریم.

خلاصه الان انتقالی یک آرزو شده برامون...

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 14:33 ] [ فردین امینی ]

با سلام خدمت دوستان عزیزم
آموزش و پرورش محلی هست برای از یاد بردن تمامی آموخته های علمی و اخلاقی. تعریفی که بعد چند سال میتونم ارایه بدهم.
از اینکه بی خبر به اردبیل اومدین و از گوشه ی شهرمون رد شدین و اطلاعی ندادین تا زیارتتون کنیم و در خدمتتون باشیم هیچ جسارتی در حق شما قابل قبول نیست، گرچه انتظارمون بی جا نبوده و به حرمت 4 سال رفاقت و خوردن نون و نمک دیار کردستان دوس داشتنی و خاطره انگیز بوده وبس. و لیکن اگر هم نظری داده شده بیشتر بخاطر این انتظار و دلخوری و گله مندی بوده نه توهین و جسارت محضر شما دوستان عزیز.
و اما نظر فردین جان در مورد اینکه هر کسی اگه اکانتی در این وبلاگ داشته باشه، میتونه تمامی نظرات خصوصی رو هم مشاهده کنه و اونا رو بخونه کاملا درست و منطقیه. اگر یکمی با وبلاگ نویسی آشنا باشین قبول کردنش سادست.
همون شماره رو من هم وقتی وارد اکانتم میشم میبینم اما هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی به اون شماره کاری نداشته ام و ندارم چون به من مربوط نبوده و نیست.
امیدوارم بدون حتی کوچکترین سو ظن و بدبینی نسبت به هم، باز هم این وبلاگ محلی برای یادآوری خاطرات خوش دانشگاه و زندگیمون باشه و از طریق این وب کمک حال هم باشیم.
در مورد خانه معلم هم یادمه با رضا و افشین رفته بودیم مشهد و بخاطر مجردی اتاقی بهمون ندادند وشب رو در پارک خوابیدیم.یا توی رشت هم به زور بهمون اتاق دادن اما رفتارشون واقعا نسبت به مشهد خیلی خوب بود
(حالا اگه رشت! اومدین دیگه نرین سراغ خانه معلم، دربست در خدمتتون هستم دوستان گلم)
تشکرلر

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 1:12 ] [ رسول قربانی ]

اعتراف ميکنم دخترا فرشته ان

ما پسرا هم آدميم

دخترا ; سجده رو نمي‌بينم چرا !؟؟

زود باشيد ، سرييييييع!!!

..

 

مامان بقيه : صبح شده پاشو ديگه

مامان من : صبح شده بخواب ديگه

..

گر دیدی جوانی بردرختی تکیه کرده

سریع بیاریدش کنار یهو سیبی چیزی

میخوره توسرش چارتافرمول اضافه میکنه

بدبخت میشیم

..

 

با داييم رفته بودم موبايل بخريم داييم به فروشنده گفت : به نظر شما کدوم رنگو بخريم ؟

 

فروشنده : والا اين به سليقه ي شخصيتون برميگرده من نميتونم نظري بدم !

 

داييم : حالا شما اگه بودي کدومو ميخريدي ؟

 

فروشنده : چي بگم والا !!! شما بايد بپسندين سليقه ها متفاوته !

 

داييم : سليقه ي شما کدومو ميپسنده ؟

 

فروشنده : والا من اگر بودم نقره اي رو ميخريدم !

 

داييم : پس اگر زحمتي نيست اون مشکي رو به ما بده …

 

فروشنده با تعجب گفت چرا مشکي ؟

 

داييم : اون نقره ايه حتما مشکلي داره که اصرار داري به ما بندازيش …

..

 

این فیلما که هستن وقتی فرزند خانواده تو اتاقشه مامان باباش میرن در میزنن و تا بچه اجازه نده نمیرن تو اتاقش …

 

اینا واقعین ؟ یا فتوشاپه ؟ یا خطای دید ؟

..

 

فــهــمــيــدم چــــرا ديــــوار چـــيـــن جـــز عــجـــايــب هـفـتـگـانـه ا ســتـ 

 

 

 

آخه تنها محصول چين هستش که بيشتر از 3 روز دوام آورده

 

 

 
[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 12:43 ] [ عرفان منوچهري ]
سلام خدمت دوستای گلم

امیدوارم حالتون خوب باشه

اینجا به (درخواست دوستام) میخوام چند خط در تشریح سفری که با عرفان داشتیم مسایل و مصایبی که باهاش روبرو بودیم رو ذکر کنم.

عرفان بهم زنگ زد و گفت که یک کارگاه و سمینار ریاضی  در دانشگاه اردبیل برگزار میشه که هم میتونیم بچه های قدیمی رو ببینیم هم  سفر علمی هم میشه. به بچه های دیگه هم گفتیم ولی کسی پایه نبود...

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 13:12 ] [ رضا محمودی ]
اگر تمام رئوس یک 8 ضلعی منتظم را به هم وصل کنیم، چند مثلث ایجاد می شود؟

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 10:8 ] [ رضا محمودی ]

چن وقت پيش دم در موسسه زبان منتظر بابام بودم بياد دنبالم نيم ساعت شد نيومد. منم خو بيکار نيستم پياده راهو اومدم. رسيدم سر کوچه،ماشين بابامو ديدم داره مياد سمتم. 

 

مثه چي پريدم جلوش ميگم چرا نيومدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ميگه داشتم تلویزیون میدیدم يادم رفت !!

 

گفتم پس چی شد اومدی بالاخره؟! 

 

گفت یهو راز بقا شروع شد ياد تو افتادم 

...

من :||||||||

 

راز بقا :||||||

 
 
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 12:0 ] [ عرفان منوچهري ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • جوک جدید
  • سه راهی