دبیران ریاضی ورودی86 دانشگاه کردستان
در مورد علم فرهنگ و خودمون و.... 
قالب وبلاگ
معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت گفت: 60 هزار دانشمند برتر جهان انتخاب شده‌اند که از این تعداد 88 نفر، ایرانی هستند و سهم حوزه پزشکی کشور از این تعداد دانشمند ایرانی، 18 نفر است.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 21:58 ] [ رضا محمودی ]
 غضنفر به بچش میگه:

خجالت بکش انیشتین وقتی به سن تو بود شاگرد اول بود.

بچش در جواب بهش میگه: تو خجالت بکش انیشتین وقتی به سن تو بود دانشمند بود!!!

.....

غضنفر پسرش رو میبره دکتر ببینه دونه است یا نه

دکتره به پسره میگه برو با این آبکش آب بیار

غضنفر به دکتر میگه: دکتر جون بچم خسته است بدین به خودم، میرم براتون آب میارم!!!

...

کلیه وسایل خونه ی غضنفر رو دزد برد غیر از یک قالی! پلیس خیلی تعجب میکنه از غضنفر میپرسن چرا دزدها قالی رو نبردن؟

غضنفر میگه: واسه اینکه  شیری مثل روش خوابیده بود!!!

...

 

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 17:44 ] [ عرفان منوچهري ]

نان واژه ای آشنا و غریب! هرچه اندازه اش کمتر می شود قیمتش بیشتر می شود و در حالت حدی وقتی اندازه اش به صفر میل کند قیمتش بی نهایت می شود! و این با اصول علم ریاضی و اقتصاد هیچ تناقضی ندارد.

و آری چنین است روزگار ما و آینده ی در انتظار ما، که هر چه کمتر بخوریم بیشتر باید خرج کنیم.

و ریاضیات جدیدتر از آن را علمای روزگارم که بی شک صلاح مرا بهتر از خودم می داند و من و تو حساب نان خویش را حتی نمیتوانیم به سرانجام برسانیم چه برسد به حساب کلان!

پس وقتی نمیدانی بگو نمیدانم. بگذار آسوده کارشان را بکنند!

بهای نان شب من و تو، که آذوقه ی هر شب و روزمان هست و باید شکرش را بجای آریم و از اینکه ما نان گندم می خوریم و از نان جوی زمان حضرت علی خیلی بهتر هست دم بر نیاریم! به گفته ی مهتر من و تو و مدبر صلاحمون تنها 30 درصد کشیده بالا و به قولی اصلاح شده! ای به قربان قد و بالایت...

آری آن هم حداکثر 30 درصد! و من از هر چه ریاضیدان و ریاضی خوان و معلم و مدرس ریاضی هست درشگفت و انزجارم که چرا به من و تو درست یاد نداده اند و حساب من و تو خیلی بیشتر از 30 درصد می شود!؟

بی شک علم او علمی منطقی و الهی است و علم ما زمینی و حتی زیر زمینی.

و این از عجایب چندگانه جهان است که روز روشن حتما تاریک است من وتو نمی فهمیم!!!!نانمان که رفت لااقل حسابمان را درست کنید؟!!

[ سه شنبه یازدهم آذر 1393 ] [ 17:56 ] [ رسول قربانی ]

خارجیه ﺗﻮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺣﻮﺻﻠﺶ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ، ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ
ﺑﻪایرانیه ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ... ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺎ ﻧﻔﺮﯼ 2
ﺗﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﭙﺮﺳﯿﻢ
ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ 5 دلار ﺑﺪﻩ
ﺑﻬﻢ
ﻫﺮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ 50 دلار
ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ ایرانیه ﺑﺎ ﺑﯽ ﻣﯿﻠﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ...
ﺧﻼﺻﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ: ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭼﻘﺪﺭﻩ؟
ایرانیه ﺑﺪﻭﻥ ﻓﮑﺮ 5 دلار ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ خارجیه
بعد ایرانیه ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺍﻭﻥ ﭼﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﭘﺎ ﺍﺯ ﮐﻮﻩ ﺑﺎﻻ
ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎ 4 ﭘﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ؟
خارجیه ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ... ﻟﭗ ﺗﺎﭘﺸﻮ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻪ... ﺍﺯ
ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺎﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ... ﺧﻼﺻﻪ ﮐﻠﯽ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ 50
دلار ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻪ
ایرانیه ﺳﺮﯾﻊ 50 دلارو ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺟﯿﺒﺶ
خارجیه ﺍﺯش ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﻩ ﭼﯽ
ﻫﺴﺖ؟
ایرانیه 5 دلار ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺶ... ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ

.....

ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻧﻮ ﺩﺯﺩ ﺑُﺮﺩ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﺎﺭﻭ ﺣﻼﻝ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺑﻠﯿﻂ ﻣﺸﻬﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ . . . . . . . . . ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﺸﻬﺪ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪ ﺧﻮﻧﺸﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ :)))))

...........

امروز خسته از سر کار برگشتم خونه خودمو پرت کردم رو مبل،

داداشم پا شد رفت یه لیوان آب برام آورد

با تعجب گفتم چی شده مهربون شدی؟؟!!!

گفت امروز تو کلاس دینی گفتن:

یه نفر به یه سگ خسته آب داده رفته بهشت

:||

 .......

پسر ۶سالشه اومده مسجد

وقتی نماز تموم شد

دست بغل دستیشو گرفت و جای اینکه بگه خدا قبول کنه گفت :

" لایک برادر لایک "

هیچی دیگه

بغل دستیش از شدت خنده داشت موکت رو گاز میزد

.....

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز.
وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی
حالا برش گردون زود باش باید بیشتر کره بریزی وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی نمک بزن نمک
زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری !!!

....

سه تا سیب دنیا رو متحول کرد میدونی اون سه تا سیب کدامند؟
.

.

.

.

.

.

اولیش سیبی که آدم به حوا داد


دومیش سیبی که تو سر نیوتون خورد

سومیش سیبی که مارک روی همه چیزه (apple)

.....

ﺩﯾﻨﮓ ﺩﯾﻨﮓ ... ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﯽ
SMS ﺩﺍﺩﻩ
New message from Firoozeh
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻓﯿﺮﻭﺯﻩ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ ... ﻓﻮﺭﺍ ﺑﺎﺯﺵ
ﮐﺮﺩﻡ ... ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﻢ ! ﺧﺨﺨﺨﺦ ! ﺍﻭﻥ ﻗﺪﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ
ﺷﺎﺥ ﺷﺪﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻡ
ﺎﻣﻮ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ ! ﮐﻮﺭ
ﺧﻮﻧﺪﯼ ! ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ، ﺗﻮﯼ

ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ؟

..........

به مامانم میگم : یادش بخیر بچه بودیم چقدر ما رو کتک زدیا !

شترق خوابوند در گوشم گفت : این دروغا چیه که میگی ؟ من کِی دستم روتون بلند شده

 

[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 21:10 ] [ عرفان منوچهري ]

پلیس اومده بود توو خیابون و به ماشینایی که خلاف پارک کرده بودن توی بلندگو تذکر میداد :

پیکان !!! ....
راننده پیکان !!! ...
حیف گواهینامه که به تو دادن!!!!!

پراید !!!!!!
پراید زود حرکت کن ، آخه تو توی کدوم آموزشگاهی گواهینامه گرفتی؟!؟!؟

راننده مینی بوس!!!اینجا جای پارک کردنه؟!؟!

وتا اینکه رسید به یه پورشه!!!!
تن صداش رو آورد پایین و با یه لحن خیلی مهربون گفت:
پورشه......!!!!! تو دیگه چرا گلم ؟!

.......

اس ام اس بازی بین دو عاشق، دختره این پیامک رو میفرسته:

عشق من اگر الان خوابی، رویاهاتو برام بفرست

اگر داری میخندی، لبخندت رو برام بفرست

و اگر در حال گریه ای، برایم اشکهایت را ارسال کن

دوستت دارم

پسره جواب میده:

من الان توالتم. چی برات بفرستم !؟!؟!؟

.........

صد سال بعد
.
.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧد ( درس ﺗﺎﺭﯾﺦ ) ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻨﺪ ...

ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﮐﻪ
ﻣﺎ ﺗﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺭﺍ …!

ﻣﻌﻠﻤﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺍﯾﻨﺠﺎﻫﺎﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ؛
ﺍﺯﺵ ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﯿﺎﺩ !!

این گروه کار مهمی نکرده اند!
فقط وایبر بازی میکردن ..

..........

 

......

 

ﺧﺎﺭﺝ ﻫﺮﮐﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﺑﺎﯾﯽ
ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﯿﻔﺘﻪ !
ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺻﻼ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﺑﺎ جرات ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺸﻪ

 

 

 

 

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 20:51 ] [ عرفان منوچهري ]
احمد، بهروز، پرويز و ناصر در يك پروژه باهم همكاري ميكنند.

1) احمد، بهروز و پرويز پروژه را در 10 روز تمام ميكنند.

2) بهروز، پرويز و ناصر پروژه را در 11 روز تمام ميكنند.

3) احمد، پرويز و ناصر پروژه را در 12 روز تمام ميكنند.

4)‌ احمد، بهروز و ناصر پروژه را در 13 روز تمام ميكنند.


چه كسي بيشترين بازده كاري را دارد؟

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 17:35 ] [ عرفان منوچهري ]
به نظر شما اشتباه اثبات زیر چیه؟

(x بار) x2 = x + x + ... + x

حال اگر از طرفین مشتق بگیریم طرف راست برابر x تا 1می شود لذا طرف راست برابر x میشود.
اما میدانیم مشتق عبارت سمت چپ برابر 2x است.
مشکل از کجاست؟

[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 18:28 ] [ عرفان منوچهري ]
 پنج دزد دريايي با سنين متفاوت، 100 سكه طلا دارند كه مي‌خواهند با هم تقسيم كنند. اين تقسيم به ترتيب زير انجام مي‌گيرد:

    مسن‌ترين دزد دريايي، يك پيشنهاد براي تقسيم سكه‌ها مطرح مي كند. ( يعني ميگه به هر كسي چند تا سكه برسه) سپس اين پيشنهاد، بين اين پنج نفر به راي گذاشته ميشه. اگه پيشنهاد 50 درصد يا بيشتر راي بياره كه به همون ترتيب سكه‌ها رو تقسيم مي‌كنند. و اگه كمتر از 50 درصد راي بياره، شخص پيشنهاد دهنده رو به دريا انداخته و از اول بين 4 نفر باقيمانده همين عمل رو انجام مي‌دهند و به همين ترتيب اگه باز هم پيشنهاد دومين نفر( به ترتيب سن) راي نياره به دريا انداخته ميشه و به همين ترتيب ادامه پيدا مي‌كنه.

  با فرض اينكه همه پنج دزد دريايي، كاملا با هوش هستند و به بيشترين نفع فكر مي‌كنند، بهترين پيشنهادي كه مسن‌ترين دزد دريايي مي‌تواند ارائه دهد، چيست؟

[ سه شنبه سیزدهم آبان 1393 ] [ 16:28 ] [ عرفان منوچهري ]
عجایب هفتگانه ایران: ۱.هیچكس كارنمیكنه، اماهمه برنامه هااجرا میشن! ۲.همه برنامه هااجرامیشن، اماچیزى تولید نمیشه! ۳.هیچی تولیدنمیشه، اماكسی گرسنه نیست! ۴.هیچكس گرسنه نیست، اماهمه ناراضی اند! ۵.همه ناراضی اند، اماكسی شكایتی نداره! ۶.هیچكس شكايتى نداره، اماهمه نق ميزنن! 7.همه نق میزنن اما هیچكس كاری نمیكنه!
[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 14:51 ] [ هیرو بهرامی ]

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.
ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..
یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.
دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.
مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…
و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !

 

 

روزي يک تيمسار سوار تاکسي شد. راننده ي تاکسي از او پرسيد: آقا شما سرهنگ هستيد؟
تيمسار تواضع به خرج داد و گفت : بله!
راننده تاکسي گفت : پس مرض داري لباس تيمسارها رو مي پوشي؟

 

 


غضنفر ودوستش تو خیابون راه میرفتند
که چشمشون افتاد به تابلو ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺩﺭﺑﻬﺎﯼ ﺿﺪﺳﺮقت .
ﺑﻌﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ
غضنفر به دوستش ﮔﻔﺖ :
ﺍﯾﻨﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻘﺪ ﺑﯿﮑﺎﺭﻥ !
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﮐﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﺭ ﺑﺪﺯﺩﻩ ..؟

 

 

یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با

مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم

شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که

آشغال خوری بچه

من :|

مرام :||

مهر پدری

 

 

یه ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩ
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﻟﮑﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻪ!
ﺍﻻﻥ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﺎﻻ
ﻫﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ولی ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ

 

 

میگن تو ژاپن سرعت اینترنت ایران و تو برنامه ی شوک نشون میدن:

 

.ﻣــﻦ ﺍﮔﻪ ﻣـﺘﻮﻟﺪ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ ﺑــﻮﺩﻡ ...

. .

. .

. .

. .

wow ﻣــﻦ ﻧـﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﺩﺍﻣــــﻪ ﺩﺍﺩ ﻣــﻦ ﮐــِــﯿﻠﯽ ﻓـﺎﺭﺳﯽ ﺑـﻠﺪ ﻧﯿﺲ=))))))

 

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 15:16 ] [ عرفان منوچهري ]
وهابیان و برخی گروههای منحرف که برای ایجاد تفرقه و دور کردن مردم از دین آن هم بوسیله خود دین ایجاد شده اند اعتقاد دارند که سوگند به غیر خدا جایز نمیباشد. این درصورتی است که در قرآن مجيد، قريب 40 سوگند به غير خدا وجود دارد، وقتی با بعضی  از این افراد بحث میکردم میگفتند برای انسان ها جایز نیست و این درحالیه که در صحيح مسلم مى خوانیم كه پيامبر اکرم بارها به جان پدر كسى سوگند خورده است، اينك متن روايات:
1. درصحیح مسلم آمده است كه:
«جاء رجل إلى النبي فقال: يا رسول الله، أيّ الصدقة أعظم أجراً؟
فقال: أما وأبيك لتنبأنّه، أن تصدِّق وأنت صحيح شحيح، تَخشى الفقر وتأمل البقاء». ([1])
«مردى حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد و گفت: اى پيامبر خدا، پاداش كدام صدقه بزرگتر است؟
پیامبر فرمود: سوگند به پدرت از آن آگاه مى شوى و آن اين كه صدقه دهى در حالى كه سالم هستى و به آن حرص دارى، از فقر مى ترسى و به فكر زيستن در آينده هستى».
2. درصحیح مسلم آمده است كه:
«جاء رجل إلى رسول الله ـ من نجد ـ يسأل عن الإسلام، فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله) :خمس صلوات فى اليوم والليل.
فقال: هل عليّ غيرهنّ؟ قال:لا... إلاّ أن تطوع، وصيام شهر رمضان.
فقال: هل عليّ غيره؟
قال: لا... إلاّ أن تطوع، وذكر له رسول الله الزكاة.
فقال الرجل: هل عليّ غيره؟ قال: لا... إلاّ أن تُطوّع. فأدبر الرجل وهو يقول: والله لا أزيد على هذا ولا أنقص منه. فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله) : أفلح ـ و أبيه ـ إن صدق. أو قال: دخل الجنة ـ وأبيه ـ إن صدق. ([2])
«مردى از اهل نجد به حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله) رسيد و از اسلام سؤالاتى نمود، پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود پايه هاى اسلام امور زير است:
الف. پنج نماز در روز و شب، مرد نجدى گفت: آيا غير از اينها باز نمازهايى هست؟
فرمود: بلى! به طور مستحب.
ب. روزه ماه رمضان، آن مرد پرسيد، غير از آن باز روزه اى هست؟
فرمود: به طور مستحب.
ج. زكات، آن شخص پرسيد آيا زكات ديگرى هست؟
فرمود: به طور مستحب.
آن مرد حضور پيامبر را ترك كرد در حالى كه مى گفت نه كم مى كنم و نه زياد.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر پدر وى سوگند ياد كرد و گفت: سوگند به پدرش رستگار مى شود، اگر راست بگويد.
يا فرمود: به پدرش  سوگند كه اگر راست بگويد وارد بهشت مى شود».

[1]. صحيح مسلم، ج3، ص 94، باب أفضل الصدقة از كتاب زكات.

[2]. صحيح مسلم، ج1، ص 32، باب ما هو الإسلام.
 

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 20:58 ] [ عرفان منوچهري ]
سوختن همیشه از سوز دل نیست

از باختن مال نیست،

از داغ عزیزان نیست،

سوختن گاهی حاصل اعتماد به رنگ آبی شیر دستشویی است!!

 

یکی از دوستانم تعریف میکرد وقتی دانشجو بوده خیلی هم اتاقیاش رو اذیت میکرده هر بار سعی میکنم بعضی از شیرین کاری هایی رو که انجام داده  براتون بنویسم.

1_ دوستم تو خوابگاه شیر اصلی آب سرد رو میبنده تا یه مدت همه مجبور میشن با آب داغ خوابگاه سر کنن البته هروقت خودش احتیاج داشت اول شیر آب سرد رو باز میکرد.

 این جریان ادامه داشت تا اینکه یکی از بچه ها که خیلی تیز بین بوده دقت میکنه هر وقت دوستم میرفته دستشویی آب سرد هم وصل میشده، وقتی با بررسی موضوع یقین میکنه این امر ارتباطی به دوستم داره، اونو گیر میاره و موضوع رو میفهمه و اینجوری میشه که یک خوابگاه از دست آب جوش خوابگاه راحت شدن!!!

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 18:39 ] [ عرفان منوچهري ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • جوک جدید
  • سه راهی